کسایی مروزی
کسایی مروزی
مجدالدین ابواسحاق کسایی مروزی وبنابه قولی ابواسحاق ازشاعران پارسی گوی سده چهارم هجری است.اوچنان که از نامش برمی ایدوخودوی نیز به این امراشاره دارداهل مروبود.کسایی دراواخردوره سامانیان واوایل دوره غزنویان می زیسته است.اودرآغازکارشاعری مداح بودوازمدایح اوقطعاتی موجوداست ولی دراواخرعمرپشیمان شدچنانکه درجایی گوید:
به مدحت کردن مخلوق روح خویش بشخودم نکوهش راسزاوارکه جزمخلوق نستودم
ازممدوحان کسایی یکی عبیدالله بن احمدبنحسین عتبی است که درسال365ه.ق.به وزارت روح بن منصور رسید و دیگری سلطان محمود غزنوی است.کسایی ازنظرمذهب شیعه ای معتقدبوده است.وی ازاستادان مسلم شعرعصرخویش بودودرابداع مضامین وبیان معانی و توصیفات وایراد تشبیهات مهارت وقدرت بسیارداشت وعلاوه بر توصیفات ومدایح مواعظ وحکمت راهم درشعرفارسی به کمال رساند ومقدمات ظهور شاعرانی چون ناصرخسرورافراهم ساخت.ولادت کسایی به سال 341ه.ق.بوده است اماوفات اوبدرستی معلوم نیست.انچه مسلم است تاسال391ه.زنده بوده است وپنجاه سال داشته واین معنی ازاشعاروی اشکار میشود.کسایی اولین شاعرپارسی گوی است که مدح علی رانموده است.
کسایی خوددرباره زمان زایشش چنین سروده است:
به سیصدوچهل ویک رسیدنوبت سال چهارشنبه وسه روزباقی از شوال
بیامدم به جهان تا چه گویم وچه کنم سرود گویم وشادی کنم به نعمت ومال
ستور واربدین سان گذاشتم همه عمر که برده گشته فرزندم واسیرمال
کسایی در او دولت سامانیان دیده به جهان گشود.این دولت ونیز خاندان بلعمیان ازپشتیبانان اوبودند.ازپشتیبانان او یکی ابوالحسین عتبی وزیرنوح بن منصورسامانی(کشته شده به سال371)بود که کسایی مدحش گفته وسوزنی چامه سرای سده ششم هجری چنین ازپیوندمیان این دویادکرده است:
کردعتبی باکسیی همچنین کردار خوب ماندعتبی از کسایی تا قیامت زنده نام
باانجام کار سامانیان وبرسر کارامدن غزنویان کسایی به دربارایشان رفته وبه مدح محمودغزنوی پرداخته است. شعرزیریک نمونه ازستایش های اوازمحموداست:
کفت گویی که کان گوهرستی کزو دایم کنم گوهرفشانی
چوجانت ازجود ورادی کردیزدان توبی جان زنده بودن کی توانی؟
از شعرهای کسایی برمی اید که تاپنجاه سالگی زنده بوده ولی پس ازان ازاواگاهی درستی در دست نیست واشکار نیست که چندسال پس ازان زیسته است.کسایی پیرو ایین شیعه بوده است.
پرچمدارشعرفارسی شیعی
فرهنگهاومکتبها بانوشته های به جامانده ازبزرگان پایدارو استوارمیشوند.دراین میان شعر ماندگارترین زبانی است که بیشترین تاثیررادرروان انسانها به جای میگذارد.درقرن چهاروپنج هجری که تعصب های شدیدمذهبی میان فرقه های گوناگون وجودداشتسخن ازمدح امیرالمومنان علی علیه السلام وفرزندان اوکاری اسان به نظر نمی رسید.این کارایمانی راسخ وشهامتی کم نظیرمی طلبیدکه کسایی ازان برخورداربود.او می سراید:
ان کیست بدین حال که بوده است وکه باشد جزشیرخداوند جهان حیدرکرار
علم همه عالم به علی داد پیمبر چون ابربهاری که دهدسیل به گلزار
کسایی مروزی نخستین شاعری است که ادب پارسی رابا درون مایه ای ازغدیر زینت بخشیده است.وی رسالت خود راتا بدانجاادامه میدهد که نخستین سوگ نامه کربلا به زبان فارسی رابا نام خودماندگارمی سازد:
میراث مصطفی را فرزندمرتضی را مقتول کربلا را تازه کنم تولا
دیوان کسایی
دیوان کسایی مروزی تانیمه قرن ششم موجودو معروف بوده ولی بعدهاهمانندهزاران گنج ادب ودانش به تاراج روزگاررفته است.انچه اکنون ازاشعاروی باقی شامل دوقصیده چهارغزل و25 قطعه چندبیتی است که مجموع انها ازسیصدبیت نمی گذرد.
درباره درون مایه اشعاردیوان او گواهی نویسندگان واستادان کهن که دیوان کسایی را دراختیارداشته اند شایان توجه است.عوفیمی نویسد<< بیشتراشعاراودرزهدو وعظ است ودرمناقب اهل بیت نبوت>>اودر جای دیگری اورده است:<<همه دیوان او مدایح ومناقب حضرت مصطفی وال اوست>>
ازهمین مایه اندک که ازشعرهای اوباقی است وسعت فکروحسن بلاغت اورامی توان دریافت.تصویرسازی احاطه برقران وحدیث توجه به طبیعت دلسوختگی از ستم هایی که برخاندان رسول شده است وبیزاری ازدشمنان این خاندان اشعاراورا ممتاز می سازد.
فهم کن گرمومنی فضل امیرالمومنین فضل حیدر شیریزدان مرتضای پاک دین
فضل ان کس کزپیمبربگذری فاضل تراوست فضل ان رکن مسلمانی امام المتقین
فضل زین الاصفیا داماد فخرانبیا کافریدش خالق خلق افرین
ای نواصب گرندانی فضل سرذوالجلال ایت قربی نگه کن وان اصحاب
لافتی الاعلی برخوان وتفسیرش بدان یاکه گفت ویاکه داندگفت جزروح الامین
ان نبی وزانبیاکس نی به علم اورانظیر وین ولی وزاولیا کس نی به فضل اوراقرین
ان چراغ عالم امد وزهمه عالم بدیع وین امام امت امدوز همه امت گزین
نخستین شعرفارسی عاشورا
نخستین سوگنامه عاشورایی درزبان فارسی به نام کسایی مروزی ثبت شده است.دراینجابخشی ازان سوگنامه را می خوانیم:
بادصبا درامد فردوس گشت صحرا اراست بوستان رانیسان به فرش دیبا
میراث مصطفی را فرزندمرتضی را مقتول کربلا را تازه کنم تولا
پاکیزه ال یاسین گمراه وزارومسکین وان کینه های پیشین ان روزگشته پیدا
ان پنج ماهه کودک باری چه کردویحک! کزپای تا به تارک مجروح شد مفاجا
ان زینب غریوان اندر میان دیوان...........