چند نكته درباره مبحث ترجمه

چند نكته درباره مبحث ترجمه: در مبحث ترجمه، بايد به نكات  زير توجه داشته باشيم

1- فعل :زمان فعل،ماضي، مثبت ومنفي بودن (استمراري،بعيد،نقلي) ،مضارع مثبت ومنفي، امر، وصيغه ،لازم ومتعدي بودن ومعلوم ومجهول بودن و... 2- اسم : مفرد مثني وجمع بودن آنها و معرفه ونكره بودن آنها و جامد ومشتق بودن آنهاومذكر ومؤنث بودن آنها و...3- ضماير(متصل ومنفصل  وصيغه ومرجع آنها )اسم اشاره واسم موصول (معاني آنها) 4- نقش اسم (مبتدا ،خبر، حال (مفرد وجمله ) إستثناء و.....)بايد توجه داشت . شرح نكات مهم ترجمه درهرمبحث آمده وتوضيح لازمه داده شده است اما در اینجا بعنوان مبحث مستقل بررسی می کنیم.

زمان فعل :

ماضی

نوع فعل

مثبت

منفی

ماضی ساده

ذهب: ر فت

ما ذهب  : نرفت

لم یذهب:  نرفت

ماضی نقلی

قد +ماضی   قد ذهب :رفته است

لم یذهب: نرفته است

لمّا یذهب: هنوز نرفته است

ماضی استمراری

کان+ مضارع = کان یذهب: می رفت

ما+کان+ مضارع  ما کان یذهب  :نمی رفت

مضارع

 

مضارع اخباری

یذهب :می رود

لا  (ما) مضارع  لا یذهبُ / ما یذهب  :نمی رود

مضارع التزامی

قد + مضارع = قد یذهب : شاید برود

قد + لا + مضارع=  قدلایذهب :شاید نرود

 

مضارع التزامی

أن(کی )(حتی )(ل)(ف)+ مضارع منصوب شده

أن یذهب  : که برود

ان لا (الاّ) + مضارع منصوب شده

ان لا (الاّ) یذهبَ  :که نرود

 

مضارع مستقبل

س (سوف)+ مضارع =  سوف یذهبُ: خواهد رفت

لن + مضارع منصوب شده

لن یذهبَ :(هرگز) نخواهد رفت

امر

امر حاضر

إذهب : برو

لا نهی + مضارع مجزوم شده لا تذهب: نرو

امرغائب

لام ( ل )امر + مضارع مجزوم شده

لیذهب : باید برود( ترجمه بصورت مضارع التزامی

معنی می گردد)

لا نهی + مضارع مجزوم شده

لا یذهب: نباید برود

تذکر:بدنبال برخی از فعل ها حروف جر می آیند که نیاز به ترجمه ندارند مانند حٍٍَصَلَ عَلی بدست آورد:عَزَمَ علی :تصمیم گرفت شَعَرَب: احساس کرد.

ترجمه فعل داشتن:

در زبان عربی برای ترجمه فعل داشتن  از حرف جر (ل) وظروفی مانند لدیّ و عند  استفاده     می شود

دارم: لی / عند     ندارم : لیس لی / لیس عندی

داشت: کان له         نداشت: ما کان له

ترجمه باید

الف:علی + اسم  یا ضمیر + مضارع منصوب  همراه"أن" علینا ان نذهب الی المدرسة  باید به مدرسه برویم

ب:علی +اسم یا ضمیر+مصدر علینا الاجتهاد فی الد رس  باید در در س تلاش کنیم

ج:یجب+علی +اسم یا ضمیر + مضارع منصوب همراه أن  یجب علینا ان  نذهب : باید که برویم

د:(ل)امر + مضارع مجزوم شده لیذهب : باید برود

فعل مجهول:

ماضی مجهول: صفت مفعولی + شد+ شناسه ها یا ماضی نقلی مجهول شده ترجمه می شود

کُتِبَ : نوشته شد   / نوشته شده است

مضارع مجهول: صفت مفعولی + می + صرف شود  ترجمه می شود

یُکتَبُ / نوشته می شود

فعل  های مزید: معاني بابها :** باب افعال وتفعيل براي متعدي كردن فعلها لازم به كار مي روند واگر فغل متعدي باشد فعل را  دو مفعولي مي كند ضحك   خنديد        اضحك    خنداند 

**باب مفاعله وتفاعل  براي مشاركت به كار مي رود با اين تفاوت كه در باب مفاعله ؛ د ر مشاركت يكي فاعل ديگري مفعول است .كاتب التلميذُ صديقَ  دانش آموز با دوستش نامه   نگا ري كرد. امادرباب تفاعل مشاركت ميان دو طرف است .  تضارب الرجلان دو مرد يكديگر را زدند .

تذكر:درترجمه باب مفاعله بعد از فاعل معمولا لفظ (با) مي آيد . ودر ترجمه باب تفاعل  معمولا از کلماتی نظیر(باهم ؛با یک دیگر)استفاده می کنیم.تنازع الرجلان (دو مرد با یکدیگر دعوا گرفتند)

** بابهاي انفغال وافتعال وتفعل : براي مطا وعه واثر پذيري بكار مي رود .

علّمَ الاستاذُ التلميذَ فَتعّلَمَ   استاد دانش آموز را ياد داد پس آموخت .

**باب استفعال: معمولا براي طلب ودرخواست بكار مي رود . غفر   آمرزيد                                             استغفر   طلب آمرزش كرد      استغفر المومنُ من الله       مومن از خدا طلب آمرزش كرد

جملات شرطی- درترجمه جملات شرطي؛ فعل شرط ( ماضي يا مضارع ) بصورت مضارع التزامي و جواب شرط( ماضي يا مضارع )بصورت مضارع اخباري معني مي شود.

إنْ درستَ نجحتَ اگردرس بخواني موفق مي شوي

تذكر5- فعل مضارع درجواب فعلهاي( امر ونهي)نيز مجزوم مي گر د د. ودر ترجمه فارسي معمولاً   (تا + مضارع التزامي ) ترجمه مي شود .اُذْكُرُوني  اَذْكُرْكُمْ ( مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم)

معرفه ونکره

اسم نکره معمولا با  (یک)یا پسوند(ی) ترجمه می شود. مانندرجلٌ مردی  یا یک مرد الرجل  ( مرد )

در تر جمه اسم اشاره اگر بعد اسم اشاره اسم ال دار باشد اسم اشاره بصورت مفرد ترجمه                می شود هر چند مثنی یا جمع باشد واگر اسم ال دار نیاید اسم اشاره طبق صییغه خودش تر جمه می شود .هؤلاء الناس  یکرموننی  این مردم مرا گرامی می دارند. هؤلاء تلامیذ  اینها دانش آموزانند .

ترجمه اسم اشاره هناو هناک به دو صورت می باشد یا  اینجا وآنجا تر جمه می شود یا به معنی وجود داشتن اگر نقش ظرف وخبر  داشته باشد .

تر جمه ضمیر فصل  بصورت همان یا تنها تر جمه می شود .الر جل هو العالم مرد همان دانشمند است .

 در ترجمه اسم موصول  اگر وسط جمله  بعد از اسم ال دار باشد ونقش صفت باشد بصورت که ترجمه می شود .الرجلُ الذی خرج کان صدیقی مردی که خارج شد دوست من بود 

ویا طبق صیغه خود بصورت کسی که یا کسانی که تر جمه می شود

هو الذی بعث رسولا الینا   او کسی است که پیامبری بسوی ما فرستاد

جامد و مشتق

*اسم فاعل: ودر ترجمه فارسي از پسوند (نده – ا) استفاده مي شود .  عالمٌ / دانا    مدافع ٌ / دفاع كننده

*اسم مفعول: ودر ترجمه فارسي از  پسوند (شده) استفاده مي شود     مكتوب – نوشته شده  

*اسم تفضیل: اسم تفضيل هرگاه بعد از آن حرف جر من بيايد در ترجمه بصورت تفضيلي (تر)   معني مي شود . هو اكبر من اخيه او از برادرش بزرگتر است .و هرگاه بعد از آن اسم مجرور باشد بصورت صفت عالي (ترين ) ترجمه مي شود . هو احسن الناس ِ عقلا ً  او عاقل ترين مردم است 

*صیغه مبالغه :در ترجمه فارسي از قيد بسيار استفاده مي شود

صفت

در ترجمه صفت ؛ چنانچه مفرد ؛ یا مثنی یا جمع باشد ؛ در فارسی بصورت مفرد ترجمه می شود مانند نحن تلامیذُ مجتهدون( ما دانش آموزانی کوشا هستیم)

ودر ترجمه جمله وصفیه حرف «كه» به اول آن مي افزائيم و خودِ فعل مطابق نياز جمله معمولاًبه ترتيب زير ترجمه مي گردد.

الف) ماضي + ماضي = ماضي بعيد يا ماضي ساده

 اشتريْتُ كتاباً قد رأيْتُه في المكتبةِ. كتابي را خريدم كه آن را در كتابخانه ي مدرسه ديده بودم(ديدم)

ب) ماضي + مضارع = ماضي استمراري

رايتُ تلميذاً يبكي في المدرسةِ .  دانش آموزي را ديدم كه در مدرسه گريه مي كرد

ج) مضارع + مضارع = مضارع التزامي

اُحبُّ كتاباً يساعدُني في فهم النصوص ِ . كتابي را دوست دارم كه مرا در فهم متون كمك كند 

منصوبات

حال

ترجمه اسلوب حال : حال معادل قيد حالت در زبان فارسي است .اگر مفرد باشد باپسوندهاي(ان –ا- )وپيشوند( با) ترجمه مي شود . جاء التلميذ ضاحكاً . دانش آموز خندان آمد.

ودر ترجمه جمله حاليه ابتداء عبارت ‹‹ در حا ليكه،كه›› را مي نويسيم وآن گاه خود فعل ، معمولا طبق الگوي زير ترجمه مي شود . 

الف) فعل( جمله ابتدائيه) ماضي  + فعل( جمله حاليه) ماضي = (در ترجمه فعل جمله حاليه) ، ماضي بعيد يا ماضي ساده   خرج المعلم ُ وقد علّمَنا أشياءَكثيرةً . معلم خارج شد در حاليكه مطالب بسياري را به ما آموختة بود(آموخت)

ماضي+ مضارع = ماضي استمراري جاء التلميذُ يضحكُ. دانش آموز آمد درحاليكه مي خنديد

مفعول مطلق

در ترجمه مفعول مطلق تاكيدي معمولاً از الفاظ تاكيد مثل   يقيناً، حتماً، مسلماً،و... بكار           مي رود .نزّل اللهُ القرآنَ تنزيلاً ( يقيناً خداوند قرآن را نازل فرمود)

 ودر ترجمه مفعول مطلق نوعي كه بعد از آن صفت باشد ، معمولاََ صفت  ترجمه مي شود ويا ازالفاظي از قبيل( به نيكي) و... استفاده مي ميشود   واگر بعد از آن مضافٌ اليه باشد ، معمولا ً در ابتداي آن الفاظ ( همچون ، همانند و...) بكار مي رود.  ضربه ضربا ً شديدا ً (او را به شدت زد)استغفر الرجلُ استقبالَ التائببينَ(مرد همچون توبه كنند گان طلب بخشش كرد.)

مفعول به : در ترجمه مفعول گاهی بصورت راوگاهی همراه حرف متمم به کار میرود.

رایت العالم دانشمند را دیدم بلغت المنزل به خانه رسیدم سألت المعلّم از معلم سؤال کردم

ودر ترجمه فعلهای دومفعولی یکی از از دو مفعول را با علامت را  ودیگری را بدون علامت ویا همراه حرف متمّم  می آوریم .اعطی المدیر  التلمیذ  .جائزة  مدیر به دانش آموز جائزه ای را داد

مفعول له: در ترجمه مفعول له (برای  به خاطر وبه جهت و....) بکار می رود .

قام التلمیذ احتراما للمعلم  دانش آموز بخاطر احترام به معلم برخاست

تميز : تميز به اشكال زير ترجمه مي گردد

الف )گاهي اوقات  طبق اصل خودش ترجمه مي گردد .

ب) گاهي اوقات با آوردن اصطلاحاتي از قبيل ((از لحاظ ،از نظر ،و.....))در ابتداءتميز، ترجمه مي گردد.مُلِئَ قلبي ايماناً .(قلبم پر از ايمان شد.) يا (قلبم از نظر ايمان پر شد. )

***در جملاتي كه تميز بعد از پس از اسم تفضيل مي آيد مي توان آنراعلاوه بر اشكال فوق به شكل صفت تفضيلي يا عالي نيز ترجمه كرد يعني آخر تميز (تريا ترين ) بياوريم . 

هوَ احسنُ الناس ِ اخْلاقاً . (او خوش اخلاق ترين مردم است.) يا (او ازنظر اخلاق بهترين مردم

ترجمه جمله استثنائيه: اگر مستثني تام باشد ابتدا ادات سپس  مستثني وبعد از آن جمله قبل الاّ ترجمه مي شود . سجدوا الاّ ابليسَ . بجزء شيطان سجده كردند.

واگر مستثني مفرّغ باشد ، جمله معمولاً مثبت ومؤكد  ترجمه مي شوديعني درابتداي جمله مثبت الفاظ تأكيد مانند ( فقط،بي شك ، تنها،....) مي آيد.  لا تقلْ الاّ الحقّ   ( فقط حق را بگو)

نواسخ

حروف مشبهه: هرگاه خبر ليت ولعلّ فعل مضارع باشد ، هنگام ترجمه بصورت مضارع التزامي ترجمه مي شود .ليت المسلمين يستيقظون من نوم الغفلة( كاش مسلمان از خواب غفلت بيدار شوند

فعل مقاربه: فعل بعد از افعال مقاربه معمولاً بصورت مصدر ترجمه مي شود .

أخذ قلبي يخفقُ (قلبم شروع به تپيدن نمود)

لا نفی جنس: لاي نفي حنس، چون نفي مطلق جنس مي كند بنابراين در ترجمه فارسي آن از قيد« هيچ .... نيست، يا وجود ندارد»استفاده مي شود . لا خیر فی الجهل .   هيچ خيري در جهل وجود ندارد

ترجمه چند اصطلاح

1-گاهی مصدررا می توان بصورت فعل ترجمه کرد . ارید الاقامة بینکم  می خواهم نزد شما اقامت داشته باشم

2-لفظ کل  اگر بعدآن اسم نکره بیاید به صورت هر  واگر اسم معرفه بیاید بصورت همه واگر حرف جر بیاید بصورت هریک تر جمه می شود

کل طالب ٍ  هر دانش آموزی( کلّ الطلاب) همه دانش آموزان (کلٌّ من الطلبة) هر یک از دانش آموزان

3-اگر خبر ؛ شبه جمله با حرف جر «ل»باشد ؛ بصورت ( از آن ؛ یا برای) ترجمه می شود.

الحمد لله  حمد و سپاس از آن خدا ست

4- کلمه عند چنانچه ظرف مکان باشد معمولا بصورت «نزد» چنانچه ظرف زمان باشد  بصورت «به هنگام یا وقت»  تر جمه می شود.

5-الکتاب عند التلمیذِ کتاب نزد دانش آموز است  

نذهب الی المسجد  عند الغروب  به هنگام غروب به مسجد می رویم

6-فعل قام  به همراه حرف جر ب به معنی«انجام داد/ پرداخت / اقدام کرد»  ترجمه می شود

قام التلمیذ بتلاوة القرآن ( دانش آموز به تلاوت قرآن پرداخت)

7- تر جمه عدد اصلی  معدود همیشه بصورت مفرد ترجمه می شود هرچند  در زبان عربی بصورت جمع باشد .ذهب 7 تلامیذ    7 دانش آموز رفتند

8- انّما بصورت (فقط یا مسلّما ) تر جمه می شود. انّما المومنون اخوة  مسلما مومنان با هم برادرند.

تهیه وتنظیم: خانم شهربانورضایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترجمه(قسمت هشتم)

ترجمه مفعول مطلق:

*درترجمه مطلق تاکیدی ازقیود تاکیدی«کاملا-حتما-قطعا-بی شک»

استفاده می شود:

نزل الله القرآن تنزیلاًلهدایة الانسان= قطعاخداوندقرآن رابرای هدایت انسان نازل کرد.

*درترجمه مطلق نوعی(بیانی) ازقیودبیانی «به نیکی-بسیار-سخت-همچون-مانندِ» استفاده می شود:

اذکرواالله ذکراًکثیراً=خدارابعدسیاریادکنید.

جلس بهلول جلوسَ الملوک= بهلول مانندپادشاهان نشست.

نکته۱: مطلق نوعی همیشه یا صفت داردیامضاف الیه.

نکته۲: درترجمه مفعول مطلق دقت کنیم که این کلمه نظربه فعل جمله داردنه به فاعل ونه به مفعول.

نکته۳: درترجمه مطلق نوعی دقت کنیم که ازترجمه آن بصورت مفعول به بپرهیزیم:

فاصبرصبراًجمیلاً:

صبری نیکوپیشه کن:نادرست.       به نیکی صبرکن: درست.

ترجمه حال:

*حال مفردبصورت قیدحالت ترجمه می شودوعلامت قیدحالت درزبان فارسی پسوند« ان-ا»وپیشوند«با» است:

جاء التلمیذُضاحکاًعاجلاً= دانش آموزخندان وبا شتاب آمد.

*درترجمه جمله حالیه ابتداعبارت« درحالی که-که»را می نویسیم آنگاه

خودفعل معمولا طبق الگوی زیرترجمه می شود:

الف-ماضی+ماضی=ماضی بعید(یاماضی ساده):

خرج المعلم وقدعلمنا اشیاءکثیرة=معلم خارج شد درحالی که مطالب

بسیاری به آموخته بود.

ب- ماضی+مضارع=ماضی استمراری:

جاء المعلم وهویتکلم باللغة العربیة=معلم آمددرحالی که به زبان عربی سخن می گفت.

نکته: بایدتوجه داشتیم که زمان جمله حالیه متاثراززمان جمله قبل ازخوداست.

ترجمه تمییز:

درجملاتی که تمییزبعدازاسم تفضیل می آیدگاهی می توان آن دورابصورت یک کلمه ترجمه کرد:

هواحسن اخلاقاً=اوازنظراخلاق نیکوتراست(ترجمه درست)

اوخوش اخلاق تراست(ترجمه بهتر)

گاهی تمییزرامی توان بصورت فاعل یا مغعول یا مبتداترجمه کرد:

هی اکثر منّی صبراً=صبراوازمن بیشتراست.

طاب الطالب خلقاً=اخلاق دانش آموزنیکوشد.

فجرنا الارض عیوناً=چشمه های زمین راشکافتیم.

گاهی با آوردن تعابیر«ازلحاظِ-ازجنبه-از» تمییزراترجمه می کنیم:

مُلئَ قلبی ایماناً=قلبم ازایمان پرشد.

کفی بالله شهیداً=خداازلحاظ گواه وشاهدبودن کافی است.

ترجمه مستثنی:

دراستثنای مفرغ گاهی می توانیم جمله بصورت مثبت موکد ترجمه کنیم :ماجاء الّا هذا الطالبُ= فقط این دانش آموزآمد .

به جای اینکه بگوئیم: نیامدمگراین دانش آموز.

ترجمه مفعول له (لاجله)ویژه ادبیات

از کلمات«برای-به خاطر-به جهت»استفاده می شود:

قم من مکانک احتراماًلابیک=به خاطراحترام به پدرت ازجایت برخیز.

ترجمه افعال مقاربه(قرب-رجاء-شروع)ویژه ادبیات

درترجمه افعال قرب ازکلماتی نظیر« تقریبا-چیزی نمانه-نزدیک بود-نزدیک است»استفاده می شودوخبرآنهامعادل مضارع التزامی فارسی ترجمه می شود:تکاد الوردة تتفتح=نزدیک است که گل شکفته است.

فعل رجاء(عسی)بصورت «امیداست» ترجمه می شودوخبرآن بصورت مضارع التزامی.

افعال شروع( جعل-اخذ-شرع-بدا)بصورت« شروع کرد-دست به کارشد»

ترجمه می شودوخبرآن بصورت مضارع التزامی.

نکته: فعل مضارع بعدازافعال شروع را می توان بصورت مصدرترجمه کرد:

اخذ الشاعر ینشد قصیدة= شاعردست بکارسرودن قصیده ای شد.

ترجمه عندَ:

چنانچه ظرف مکان باشد معمولا بصورت«نزد»ترجمه می شود:

اجرکم عندالله=پاداش شما نزد خداونداست.

وچنانچه ظرف زمان باشدبصورت« به هنگام-وقتِ» ترجمه می شود:

ذهبت عند الغروب=هنگام غروب رفتم.

نکته: چون درزبان عربی معمولا فعل خاصی برای مفهوم«داشتن» بکار

نمی رود بنابراین برای بیان این معنا ازکلمه «عند» استفاده می شود:

کان عندی کتاب=کتابی داشتم.

ترجمه جواب طلب:ویژه ادبیات

درترجمه فعل مضارع هنگامی که درجواب طلب واقع شودقبل ازآن کلمه« تا» آورده می شودوخودفعل بصورت مضارع التزامی ترجمه می شود:

احسن الی الناس تستعبدقلوبهم= به مردم نیکی کن تا قلبهایشان را بدست آوری(بیاوری).

ترجمه اغراءوتحذیر:ویژه ادبیات

اغراء: همراه شو-لازم بدان-برتوباد:

ایاک والصدقَ=باراستی همراه شو.

تحذیر: پرهیزکن-بپرهیز-تورابرحذرمی دارم:

ایاک والکذب=ازدروغ بپرهیز.

ترجمه کم:ویژه ادبیات

کم خبریه: تمییزش مفردومجروریاجمع ومجروریامجروربه«من» است وبصورت« بسیار-خیلی» ترجمه می شود:

کم کتابٍ(کتُبٍ-من کتابٍ)قراتُ= بسیارکتاب خواندم.

کم استفهامیه: تمییزش مفردومنصوب است وبصورت« چه مقدار-چقدر»

ترجمه می شود: کم کتاباًقراتَ=چقدرکتاب خواندی؟

ترجمه کاین:ویژه ادبیات

همانندکم خبریه ترجمه می شود:

کَأیِّن من کتابٍ قرأتُ=بسیارکتاب خواندم.

مدح وذم :ویژه ادبیات

مدح(نِعْمَ-حَبَّذا)چه خوب:

نعم الشیمةُ الصدقُ= راستی چه صفت خوبی است.

ذم( بِئْسَ-لاحبذا)بد-چه بد:

بئس الشیمةُ الکذبُ= دروغ چه صفت بدی است.

ترجمه انواع ما:

ماشبیه به لیس: نیست: ماهذا مفیداً=این سودمندنیست.

استفهامیه: چی-چه چیزی-چیست؟:ماعندک؟=چی داری.

موصول:آنچه-چیزی که.

شرطیه: هرچه.

ترجمه انواع من:

استفهامیه: چه کسی -کیست.:من انت؟=توکیستی.

شرطیه: هرکس: مَنْ یَدْرُسْ یَنْجَحْ=هرکس درس بخواند قبول می شود.

ترجمه انواع متی:

استفهامیه: کی-چه وقت:متی رجعت؟=کی برگشتی؟

شرطیه:هروقت: متی تذهبْ اذهبْ=هروقت بروی می روم.

یادآوری:

درپایان متذکرمی شوم که برای دریافت معناومفهوم یک عبارت لازم نیست که تمامی لغات موجود درآن را قبلا خوانده باشیم چه بسا معنای یک کلمه ازترجمه کلمات هم خانواده آن معلوم می شودویا گاهی قرائنی چون وموضوع متن واژگان مجاورو...به فهمیدن معنای متن کمک می کندمثلادرعبارت« اؤلئک هم الکفرة الفجرة»

ازکلمه کفرة پی به معنی فجرة می بریم(نیکوکاران-بدکاران-طلوع فجر)

وهمیشه این نکته را به خاطرداشته باشیم که ترجمه دقیق وروان مستلزم شناخت صحیح قواعد است.

سربلندوپیزوز باشید-علی کریمی طاهری آذر۱۳۸۴

منابع ومآخذ:

۱-شرح کامل نظام جدید تالیف سهراب اسدی ومحمدرضا نقوی.

۲-عربی نوین محمدرضا ابراهیمی.

۳-گزینه دومجیدصالح بک.

۴-دستورزبان فارسی تالیف دکترعلی سلطانی گردفرامرزی.

۵-گزینه های برترغلامحسین محسنی اصل.

۶-مجلات رشدمعارف اسلامی.

۷-کتابهای درسی نظام قدیم وجدیدوپیش دآنشگاهی وسالی واحدی.

۸-ترجمه منجدالطلاب ازمحمدبندرریگی. 

 

ترجمه و.....(قسمت هشتم)

ترجمه مفعول مطلق:

*درترجمه مفعول مطلق تاکیدی ازقیودتاکیدی « کاملا-حتما-قطعا-بی شک » استفاده می کنیم مانند:

نَزَّلَ اللهُ القرآنَ تنزیلاًلهدایة الانسان= قطعاخداوندقرآن رابرای هدایت انسان نازل کرد.

*درترجمه مفعول مطلق نوعی (بیانی)ازقیودبیانی« به نیکی-بسیار-سخت-همچون-مانند»استفاده می کنیم:

اذکروا الله ذکراًکثیراً= خدارابسیاریادکنید.

جلس بهلول جلوسَ الملوک=بهلول مانندپادشاهان نشست.

نکته۱: مفعول مطلق نوعی همیشه یاصفت داردیامضاف الیه.

نکته۲: درترجمه مفعول مطلق دقت کنیم که این کلمه نظربه فعل جمله داردنه به فاعل یامفعول.

نکته۳: درترجمه مفعول مطلق نوعی دقت کنیم که ازترجمه آن بصورت مفعول به بپرهیزیم:

فاصبرصبراًجمیلاً:صبری نیکوپیشه کن(ترجمه نادرست)-به نیکی صبرکن (ترجمه درست).

ترجمه حال:

*حال مفردبصورت قیدحالت ترجمه می شودوعلامت قیدحالت درفارسی پسوند« ان- ا » و پیشوند« با»

است: جاء التلمیذُ ضاحکاًعاجلاً=دانش آموزخندان وباشتاب آمد.

*درترجمه جمله حالیه ابتدا عبارت «درحالی که-که »را می نویسیم وخودفعل معمولا طبق الگوی زیرترجمه می شود:

الف-ماضی+ماضی=ماضی بعید(یاماضی ساده):

خرجالمعلمُ وقدعلَّمَنااشیاءکثیرة= معلم خارج شددرحالی که مطالب بسیاری به ماآموخته بود

ب-ماضی+مضارع=ماضی استمراری:

جاء المعلم وهویتکلم باللغة العربیة= معلم آمددرحالی که به زبان عربی سخن می گفت.

نکته:بایدتوجه داشته باشیم که زمان جمله حالیه متاثراززمان جمله قبل ازخوداست.

ترجمه تمییز:

*درجملاتی که تمییزبعدازاسم تفضیل می آیدگاهی می توان آن دورابصورت یک کلمه ترجمه کرد:

هواحسن اخلاقاً=اوازنظراخلاق نیکوتراست(ترجمه صحیح)-اوخوش اخلاق تراست( ترجمه صحیح تر).

گاهی تمییزرامی توان بصورت مبتدایافاعل یا مفعول ترجمه کرد:

هی اکثر منی صبراً=صبراوازمن بیشتراست.

طاب الطالب خلقاً=اخلاق دانش آموز نیکو شد.

فجرنا الارض عیوناً= چشمه های زمین را شکافتیم.

گاهی با آوردن تعابیر« ازلحاظِ- ازجنبه-از» تمییزراترجمه می کنیم:

مُلِیءَ قلبی ایماناً=قلبم ازایمان پرشد.

کفی بالله شهیداً=خداازلحاظ گواه وشاهدبودن کافی است.