طریقه ساخت مضارع مجزوم
*** (حروف جازمه+ فعل مضارع مرفوع)
مضارع مجزوم با اضافه کردن یکی از حروف جازمه(لَمْ-لا- لـِ) به اول یک فعل مضارع مرفوع ساخته می شود.
ضمه ها(_ُ_) و(ن)ازآخرفعل مضارع مرفوع حذف می شود وبه جای ضمه هاساکن(_ْ_) گذاشته می شود
بنابراین:
علامتهای جزم مضارع عبارتنداز:1- ساکن( _ْ_ ) درصیغه های مفردمذکرغایب ومفردمونّث غایب ،مفردمذکرمخاطب ،متکلم وحده ومتکلم مع الغیر 2- حذف(ن)ازآخرصیغه های مُثنّی وجمعهای مذکرغایب ومخاطب ومفردمونّث مُخاطب
***جمعهای مونّث فعل مضارع چون مبنی هستندو(ن)آنهاضمیراست تغییرنمی کنند.
*** (لانهی) درابتدای تمام صیغه های فعل مضارع مرفوع قرارمی گیردوآنهارامجزوم می کند.
مثل:←لا+ یَجلِسُ =لا یَجلِسْ← مضارع مجزوم علامت جزم ساکن← (اصلی) لا+ یَجلِسلان=لایَجلِسا← مضارع مجزوم علامت جزم حذف (ن ) ←(فرعی)
***جمعهای مونّث تغییر نمی کنند؛چون مبنی هستند؛محلاًمجزومند.مثل:←لایَجْلِسْنَ
*** درشش صیغه ی غایب ودوصیغه ی متکلم ( لا) به معنی نباید؛ ترجمه می شود.مثل:← لایَجلِسْ← نباید بنشیند
***( لَمْ ) درابتدای تمام صیغه های فعل مضارع مرفوع قرارمی گیردوآنهارامجزوم می کند.
مثل:← لَمْ + یَجلِسُ= لَمْ یَجلِسْ← مضارع مجزوم علامت جزم ساکن←(اصلی)
لَمْ+ تَجلِسان= لَمْ تَجلِسا← مضارع مجزوم علامت جزم حذف (ن)←(فرعی)
***جمعهای مونث تغییرنمی کنند؛چون مبنی هستند؛محلاًمجزومند.مثل:←لَمْ تَجْلِسْنَ
***مضارع مجزوم به(لَمْ ) به صورت ماضی ساده منفی یاماضی نقلی منفی ترجمه می شود.
مثل:← لَمْ یَجلِسْ← ننشست ← ماضی ساده ی منفی ؛ لَمْ یَجلِسْ← ننشسته است ← ماضی نقلی منفی
*طریقه ساخت مضارع مجزوم
(حروف جازمه+ فعل مضارع مرفوع)
***حرف( لـِ) درابتدای شش صیغه ی غایب ودوصیغه ی متکلم فعل مضارع مرفوع قرارمی گیردوآنها رامجزوم می کند.
مثل:← لِـ+ یَجلِسُ= لِیَجلِسْ← مضارع مجزوم علامت جزم ساکن (اصلی)
لِـ+ یَجلِسونَ= لِیَجلِسوا ←مضارع مجزوم علامت جزم حذف (ن) فرعی
لـِ +أجلِسُ= لِأجلِسْ← مضارع مجزوم علامت جزم ساکن (اصلی)
***جمع مونث غایب تغییرنمی کندچون مبنی است؛ محلاًمجزوم است.مثل:←لِیَجْلِسْنَ
*** ( لِـ ) به معنی باید ترجمه می شود.مثل:← لِیجلِسْ← باید بنشیند
درجملات زيرفعل مضارع منصوب وامربالام رامشخص كنيد:***
لِیُساعِدوا مَظلومی العالم. جَمَعتُ التلامیذَ لِیَستَمعواالی الدرس.
**************************
***ادوات شرط(إنْ- ما-مَنْ) درابتدای دو فعل مضارع یاماضی می آیند وآنهارامجزوم می کنند.
مثال برای ماضی:←إنْ دَرَسْتِ نَجَحْتِ *** مثال برای مضارع← إنْ تَدْرسواتنجحوا
به اولین فعل؛ بعدازاداة شرط فعل شرط وبه دومین فعل؛ بعدازاداة شرط جواب شرط گفته می شود.
***فعلهای ماضی بعدازاداة شرط چون مبنی هستند محلاًمجزومندوبه صورت مضارع ترجمه می شود.
مثل:←مَنْ جَهَدَنَجَحَ←هرکس تلاش کندموفق می شود.
«نکته» (لِـ جرّ)برسراسمها می آیدوآنهارامجرورمی کند.مثل:← لِلهِ؛ لِلکتابِ