نکات ترجمه ای مهم
نکات ترجمه ای مهم
|
شرط اساسی در ترجمه و تعریب ، دانستن زمان فعلها و شناخت لازم یا متعدّی بودن آن ها، سپس ترکیبهای وصفی و اضافی و نیز ترجمه حروف در عربی و ... میباشد که چکیدهای از این مطالب در زیر خواهد آمد. |
|
ابتدا نکاتی راجع به ترجمه افعال ماضی: |
|
ماضی ساده = بر زمان گذشته دلالت دارد. ذَهَبَ = رفت ، أرْسَلَ = فرستاد. |
|
|
|
توجه داشته باشید که ماضی منفی به صورت نقلی منفی نیز ترجمه میشود. |
|
ماضی نقلی: قد + ماضی = قَدْ ذَهَبَ = رفته است. [ به صورت ماضی ساده نیز ترجمه می شود ولی با تأکید] مطمئناً رفت. |
|
ماضی بعید: کان + قد + ماضی = کانَ قَدْ ذَهَبَ = رفته بود ( آوردن قَدْ الزامی نیست.) |
|
ماضی استمراری: کان + مضارع = کانَ یَذْهَبُ = میرفت |
|
نکاتی راجع به افعال مضارع در ترجمه: |
|
مضارع ساده: معادل مضارع اخباری در فارسی ترجمه میشود. یَذْهَبُ = میرود. مضارع منفی: گاهی ما + مضارع / لا + مضارع مرفوع = ما یَذْهَبُ / لا یَذْهَبُ = نمیرود. مضارع مستقبل = س – سوف + مضارع = سَیَذْهَبُ = خواهد رفت. سوف یَذهبُ = خواهد رفت. مستقبل منفی = لَنْ + مضارع منصوب = لَنْ یَذْهَبَ = هرگز نخواهد رفت. |
|
|
|
(مَنْ یَدْرُسْ یَنْحَجْ) یا ( مَنْ دَرَسَتْ تَنَحَجْ) هر که درس بخواند موفق میشود. |
|
جواب شرط= معنای مضارع اخباری میدهد. |
|
حرف (لَ) اگر بر سر فعل مضارع بیاید معنای زمان حال میدهد. لأذَهبُ = الآن میروم. |
|
حرف (لَ) برسر خبر إنّ و أنّ معنای قطعاً و مسلماً می دهد. إنّ الانسانَ لفی خسرٍ = إنسان قطعاً در زیان است. |
|
حرف (لِ) و اسم اند در ابتدای جمله معنای «دارد» میدهد. لی آمالٌ = آرزوهایی دارم. |
|
(کانَ لِ) معنای «داشت» میدهد. کانَ لی آمالٌ = آرزوهایی داشتم. |
|
فعلهای، معطوف به فعل ماضی بعید یا استمراری در همان معنای بعید یا استمراری معنی میشوند. اگرچه کان نداشته باشند. کان الصّدیقانِ یَتَجوّلانِ و یَسْتَمَعانِ : دوستان گوش میکردند و بهره میبردند.... |
|
اگر موصوفی، مضافالیه داشته باشد، آن مضافالیه پس از صفت ترجمه میشود. لغَ ه المسلمینَ المشترک ه = زبان مشترک مسلمانان، عطشهُ الشدید= تشتگی شدید او. |
|
= اسم لما برسر ماضی معنای، هنگامی که، میدهد: لما ذَهَبتُ = هنگامی که رفتم. |
|
حرف لما + مضارع مجزوم = ماضی نقلی منفی: لما یذهبْ = هنوز نرفته است. |
|
|
|
|
|
لای نفی جنس معنای (هیچ .... نیست) میدهد. لاشیءَ احسنُ من العفوِ= هیچ چیز بهتر از گذشت نیست. |
|
إنَّ در ابتدای جمله معنای «همانا» « به راستی که» میدهد ولی اگر ترجمه نشود اشکالی ندارد. إنَّ المعلّمَ فی الصّفِ = معلم در کلاس است یا «همانا» معلم در کلاس است. |
|
أنَّ در وسط جمله معنای ( که) ..... می دهد. اِعْلَم أنّ اللهَ بصیرٌ بالعبادِ = بدان که خدا نسبت به بندگان بیناست. |
|
ضمیر (نحنُ) میتواند برای مثنی (مذکر و مونث) و جمع (مذکر و مونث) ترجمه میشود. نحنُ معلمانِ = ما دو معلم هستیم.نحنُ معلمون = ما چند معلّم هستیم. |
|
برخی فعلهایی که پس از آنها حرف جرّ میآید متعدّی معنا میشوند(مانند حرف جرّباء). |
|
جاء بِ = آورد / ذَهَبَ بِ = برد / أخَذَ بِ = گرفت / شعَرَ بِ=احساس کرد. |
|
پارهای از فعلها با حرف جر خاص به کار میروند. مثل: حَصَلَ عَلی، عَزَم عَلی بَحث عَن، أصابَ بِ، أذِنَ ب، أعرضَ عَنْ، راغِب عَنْ، تَعرَض لِ، استمع الی و ... |
|
گاهی مفعول در عربی همراه حرف متمم در فارسی ترجمه میشود. بلغت المنزلَ = به خانه رسیدم. نالَ غایَتَه = به هدفش رسید. سالَه = از او پرسید جاهدِ المشرکینَ = با مشرکان جهاد کن. گاهی مصدر به صورت فعل ترجمه میشود: قصدتُ الرجوع الی المنزل = خواستم به منزل برگردم. یَجْبَ عَلّیَ الاسراع = باید بشتابم. غالباً اسم نکره با (یک) یا (ی) ترجمه میشود. رجلٌ = مردی ، یک مرد. |
|
|
|
|
|
|
|
اسم معرفه به صورت معمولی یا با کلمهی (آن) ترجمه میشود. الرجلُ = مرد، آن مرد. |
|
اسم اشاره قبل از اسم دارای ((ال))مفرد و قبل از اسم بدون ((ال))مطابق صیغه ترجمه می شود.هولاء الرّجال = این مردان . هولاء رجالٌ = اینها مرد هستند.... |
|
|
|
* من موصول = کسی که / کسانی که /* مای موصول = چیزی که / چیزهایی که* من شرط = هرکسی / هرکس * ما شرط = هرچه / هرچیزی* من استفهام = چه کسی؟* ما استفهام = چه چیزی؟ |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مخصوص علوم انسانی مای تعجبی معنای «چه» «چه قدر» میدهد. ما اجملً الربیعَ بهار (چه) ( چه قدر) زیباست! |
|
إنّما برسر جمله اسمیه معنای قطعاً و مسلماً میدهد. إنما المؤمنون اخوه = مسلماً مؤمنان برادرند. |
|
إنّما برسر جمله فعلیه معنای تنها فقط میدهد. انّما یَذکَرَ ا... المؤمنونَ = فقط مؤمنان خدا را به یاد میآورند. |
|
فعلهای مجزوم که پس از فعل طلب (امر ، نهی) میآیند به صورت التزامی ترجمه شده و قبل از آنها (تا) میآید. اجتهِد تَنْجَحْ = تلاش کن تا موفق شوی. |
|
کلمهی هناکَ در ابتدای جمله معنای (وجود دارد)میدهد هناک آمالٌ = آرزوهایی وجود دارد. ولی درغیر این صورت غالباً معنای (آن جا) میدهد. رأیتْ التلامیذَ هناکَ = دانشآموزان را آن جا دیدم. |
|
ضمیر فصل معنای (همان و تنها) میدهد. اللهُ هوالغنی = تنها خدا بینیاز است. |
|
ضمیر منفصل منصوب در ابتدای جمله معنای (تنها)میدهد. ایّاکَ نعبدُ = تنها تو را میپرستیم. |
|
جار و مجرور ابتدای جمله معنای (فقط و مسلماً) میدهد. الیه المصیرُ = مسلماً بازگشت به سوی خداست. |
|
* کُلّ + نکره = معنی (هر) میدهد = کُلُّ طالبٍ = هر دانشآموزی* کُلّ + جار و مجرور به ((من)) = معنی (هریک) میدهد = کُلُّ من الطلبه= هریک از دانشآموزان. * کُلّ + معرفه = معنی (همه) میدهد= کلُّ الطّالبِ = همه دانشآموزان. |
|
|
|
|
|
|
|
حال مفرد به صورت قید حالت و حال جمله ی فعلیه با فعل مضارع بعد از یک فعل ماضی به صورت ماضی استمراری وبعد از یک فعل مضارع , مضارع ترجمه می شود. حال جمله فعلیه همراه با قد + ماضی به صورت ماضی بعید یا ماضی ساده ترجمه میشوند البته، جمله حالیه همراه با کلمه «درحالی که» یا «که» ترجمه میشود. جاء الرجلُ مُتبسّماً = مرد خندان آمد. جاءَ الرّجُل و قد تَبَسَّمَ = مرد آمد در حالی که لبخند زده بود. جاء الرّجُل یَتَبَسَّمُ = مرد آمد درحالی که میخندید. |
|
جمله وصفیه: با (که) ترجمه شده و اگر فعل اصلی ماضی و فعل جمله وصفیه مضارع باشد به صورت ماضی استمراری ترجمه میشود. |
|
اگر فعل اصلی، مضارع و فعل جمله وصفیه نیز مضارع باشد به صورت (التزامی) ترجمه میشود. |
|
غالباً تمییز پس از اسم تفضیل به صورت تفضیلی ترجمه میشوند. هُوَ اکثرُ منّی علماً = او داناتر از من است. تمییز پس از فعل، معنای از نظر – از جهت، میدهد و در صورتی که در اصل فاعل باشد به شکل فاعل و در صورتی که در اصل (مفعول به) باشد به شکل مفعول به ترجمه می شود . فجّرنا الارض عیوناً = زمین را از نظر چشمهها شکافتیم، یا چشمههای زمین را شکافتیم. در استثنای مفّرغ میتوانیم جمله منفی را به صورت مثبت ترجمه میکنیم ولی این جمله باید کلمه (فقط) ( به صورت مؤکد) را داشته باشد. لا تَطْلُبْ إلا الحسناتِ = فقط خوبیها را طلب کن. مفعول له = معنای به خاطر، به علت و برای، میدهد. |